![]() |
![]() |
|
| حرف های ناگفته دل |
|
زنبور عسلی در اطراف آتش بر افروخته نمرودیان پرواز می کرد. حضرت ابراهیم از او پرسید: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 8:31 توسط امان گل |
|
نکاتی در مورد آرایش چشم
برای اینکه چشم شما درشت تر به نظر بیاید بهتر است که از سایه های روشن و کمرنگ استفاده کنید، همیشه از یک رنگ بسیار روشن برای زمینه چشم استفاده کنید بعد سایه مورد نظر را برروی چشم کار کنید و به این نکته باید توجه داشت که حتما بعد از زدن سایه، خط چشم را بکار ببرید، زیرا کشیدن خط در مرحله اول و بعد استفاده از سایه باعث تار شدن خط چشم میشود. هیچ وقت از خط چشم برای کشیدن خط در داخل مژه های پایین چشم استفاده نکنید زیرا این کار باعث کوچکتر به نظر آمدن چشم شما می گردد. آخرین کار پر پشت کردن مژه ها می باشد، با استفاده از ریمل های پر پشت کننده و بلند کننده مژه این کار عملی ست؛ اینم بگم که استفاده از فیکس کننده یادتون نره.
رژ لب، ۱۲۵ ساله شد
رژ لب امسال ۱۲۵ ساله شد. البته روژلب به شکل امروزیش 125 ساله شد، وگرنه استفاده از لوازم آرایش ، تاریخی ۵۰۰۰ ساله دارد. قدیمیترین روژلب را باستان شناسان در شهر سومری اور یافتند که متعلق به ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد است. زنان سومری، مصری و رومی برای آرایش خود از موادی مثل حنا، لاجورد، زعفران، موم عسل و بسیاری مواد طبیعی دیگر استفاده میکردند.
“در آنزمان مصریها از حنا استفاده میکردند برای این که لب و دستهایشان را رنگ کنند و حتا چیز جالب این است که کلوئپاترا مثلا پوست سوسک و پولک ماهی استفاده میکرده است. مصری ها پوست سوسکهای مختلف رنگهای مختلف میگرفتند و ازپولک ماهی برای درخشندگی و اینها استفاده میکردند. به این صورت که این مواد را خُرد میکردند و بعنوان ماتیك استفاده میکردند.” زنان یونانی برعکس سومری ها در ملاء عام آرایش نمیکردند، این کار مختص هنرمندان و یا خانم بدها بود. ولی در ژاپن قدیم آرایش یک پرستیژ برای زنان اقشار بالای جامعه بحساب میآمده. زنهای ژاپنی مخلوطی از عسل، موم و مواد رنگی را بر لبهایشان میمالیدند که ترکیب آن به ماتیک های امروزی نزدیک است. آرایش کردن در دوران باروک هم در میان زنان ثرومتند و از طبقات بالای جامعه بسیار متدوال بود. ملکه الیزابت اول با پودر سفید و ماتیک قرمز در مجامع ظاهر میشد. برخلاف الیزابت اول، ملکه ویکتوریا بشدت با آرایش کردن مخالف بود. او از سال ۱۸۳۷ تا پایان عمرش یعنی بیش از ۶۳ سال بر بریتانیا سلطنت کرد. ملکه ویکتوریا که بر یکی از قدرتمندترین امپراطوری های زمان خود تکیه زده بود، از نفوذی گسترده برخوردار بود و این نفوذ باعث شد برای مدتی طولانی صندوقچه زنان اشراف از رنگ و بوی لوازم آرایش محروم شود. ( میلاد آبی )
انگور بهترین میوه برای لاغری
کارشناسان تغذیه می گویند: انگور بهترین میوه برای کسانی است که می خواهند لاغر شوند.
مد سال زرد هم هست
اگه یکمی دقت کرده باشین تو خیابونا (طرف صحبت با خانوماس، آقایون که به اندازه کافی چشماشون در حال کند و کاو هست) ، حتما مانتوهای زرد رنگ جدید رو دیدین که بچه ها میپوشن و خیلی هم رنگ های جذابی داره . تو یکسری از سایت های فشن خارجی هم طرح زرد امسال خیلی زیاد شده. برای همین یکسری از طرح هاشو اینجا گذاشتم که بتونین بهتر لباس مد سال خودتونو انتخاب کنید. بالاخره خواننده های این مقاله وقتی عروسی ای ، مهمونی ای میرن نباید از تیپ و مد جدید چیزی از بقیه کم بیارن. تازه باید یه قدم هم جلوتر باشن .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 8:12 توسط امان گل |
|
|
1- اروس(EROS): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.
2- لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد. 3- فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد. 4- استورگ(STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت. 5- پراگما(PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك. 6-مانيا(MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه. 7-اگيپ(AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:40 توسط امان گل |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:28 توسط امان گل |
|
|
وقتی آموزگارگفت عشق چند بخشه؟
دستم روبالا بردم وباخوشحالی گفتم یک بخش! ولی وقتی تو رو شناختم،فهمیدم که ۳ بخشه. ۱.عطش دیدن تو.... ۲.اندوه بی تو بودن.... ۳.شوق با تو بودن....... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:25 توسط امان گل |
|
|
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر. نه... هرگز...هرگز پس تو را به کسی نخواهم داد! هرگز... هرگز.... يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود. شيشه عمر غرورم را شکستم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:21 توسط امان گل |
|
|
تقديم به آنكه هرگز نديدمش وتويي كه همچنان نمي بينمت وتو مي خواني آنچه را كه من نوشتم (تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم.... و برفی که اب می شود و برای خاطر نخستین گناه تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:11 توسط امان گل |
|
|
خداوند زمین را در هفت شبانه روز آفرید! روز اول آفتاب را روز دوم دریا را روز سوم صدا را روز چهارم رنگها را روز پنجم حیوانات را روز ششم انسان را و روز هفتم اندیشید که چه چیز را نیافریده؟! ............... ............... پس، تورا برای من آفرید! تقدیم به اسماعیل مهربونم که یه دنیا برام ارزش داره! خدا روذ هفتم تو رو برای من آفرید! پس برای همیشه از آنه من باش!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:9 توسط امان گل |
|
|
اززندگي... هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد... نه آنچه آرزويش را داريم !!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:8 توسط امان گل |
|
|
تو پنجره ای باش به روی دوست خود تا او هم پنجره ای باشد روبروی تو ... آنوفت این دو پنجره... راهی ازارتباطی بین دو دنیای بی انتها خواهند بود ... دنیایی كه باید آن را كشف كرد تا شكوفا شود....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 11:14 توسط امان گل |
|
|
هميشه دليل شادي كسي باش نه قسمتي از شادي او و هميشه قسمتي از غم كسي باش نه دليل غم او... !!!!! ********** امان گل ********* |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 18:0 توسط امان گل |
|
|
اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 8:44 توسط امان گل |
|
|
ـــــــ در انتهای تنهایی خویش، بین ماندن و رفتن ، بین بودن و نبودن ، بین نیاز و
استغنا،بین خاموشی و فریاد...رفتن را بر می گزینی... ــــــ دوري دوستي هاي كوچيكو از دل مي بره ولي به دوستي هاي بزرگ عظمت مي ده . مثل باد كه يه آتيشو خاموش مي كنه ولي شعله هاي آتيشو بيشتر مي كنه!!! ــــــ عشق ،غرق شدن در درياست و دوست داشتن، شنا كردن در دريا.... ــــــ ضرب المثل چيني: برنج سرد را ميتوان خورد، چاي سرد را ميتوان نوشيد، اما نگاه سرد را نميتوان تحمل کرد!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 12:38 توسط امان گل |
|
|
شبنم وقتی قشنگه که روی گل باشه! وگرنه همه جا قطره های بارون هستن... عمر شبنم تا وقتیه که روی گل باشه...
شبنم وقتی قشنگه که روی گل باشه!
شبنم وقتی قشنگه که روی گل باشه! شبنم وقتی قشنگه که روی گل باشه! شبنم وقتی قشنگه که روی گل باشه!
منتظره نظرای قشنگت هستم...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 12:22 توسط امان گل |
|
|
براي انسانهاي بزرگ... <<< هيچ بن بستي وجود ندارد>>> ، زيرا آنان بر اين باورند كه : "" يا راهي خواهم يافت ... و يا راهي خواهم ساخت!!! "" منتظره نظرای قشنگتون هستم... دوستداره همگیتون: ***** امان گل***** |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:42 توسط امان گل |
|
|
/ روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند
/ همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند / گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند / عشق را همه با دور كمر ميسنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسد دو تا از دوستان نظر گذاشته بودن به اسم ناصرو لطیف... دوسته عزیزی که به وبلاگم سر میزنی... خیلی خوشحالم میکنی... ولی من این مطلب رو از خودم نگفتم یا حرف دلم هم نیست من فقط از این مطلب خوشم اومده بود... از انتخاب **** اسماعیل من با معرفت تر از این حرفاست!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12:17 توسط امان گل |
|
|
تو را دوست دارم...
این حرف دلم است... امان گل جون... دوستت دارم... چقد این جمله برام آشناست... دیگه میخوام دل به دریا بزنم... میخوام بگم منم با تمام وجودم دوستت دارم... منم انگار دوستش دارم... وقتی صورتش توی ذهنم نقش میبنده... سردم میشه!!!!!!! اسماعیل عزیزم... دوستت دارم... تو که گذرت اینورا نمی افته... به قول اردلان سرفراز.... ****بین ما فاصله ای نیست... اما باز اینم زیاده**** دوست عزیزی که به وبلاگ من که البته وبلاگ خودتونه... سر زدی... ممنون میشم اگه برام آرزوی خوشبختی کنی... اسماعیل مهربونه دوستم داره منم برام کافیه که با تمام وجود دوستم داشته باشه... ببخش اگه واسه تولدت کادو نگرفتم... اسماعیل عزیزم... با تمام وجودم... به اندازه هر چی عشق که توی دنیا هست... دوستت دارم! منو تنها نذار... هیچ وقت تنها نذار.. دوست خوبم... این وبلاگ حرف دله... پس هیچ اشکالی نداره که من حرف دلمو بنویسم... برام...برای منو اسماعیلم آرزوی خوشبختی کن... منتظره نظرای قشنگت هستم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:22 توسط امان گل |
|
|
میخوام به دوستم مریم کامپیتر یاد بدم در عوض....... پول پول ......... پول پول........... پول پول..............
آخ جون پول پول پول |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 9:55 توسط امان گل |
|
|
وقتی آرام راه میروی ... وقتی آهسته حرف میزنی... وقتی با شرم مینگری... وقتی سخت عاشق میشوی... چطور انتظار داری عاشقت نباشم؟؟؟ سخت در اشتباهی... همه آنطور که میبینی نیستند... میدانم... تو دیگر نیستی... ولی... هر وقت به یاد می آورم که تو دیگر نیستی... دلم برای کلبه ی رویایی ام تنگ میشود... دلم برای جغد پیر کوچولویم تنگ میشود... دلم برای ژیق ژیق صندلی پوسیده ی مادر بزرگ تنگ میشود... دلم برای منظره ی زشت و وحشت آور همیشگی بیرون کلبه ام تنگ میشود... دلم برای... دلم برای تنهاییم ... تنگ میشود... دیگر هیچ چیز نیست... نه منظره ی زشتی... نه وحشتی... نه نور خفیفی داخل ایستگاه متروکه... که بخواهد سوسو کند... خدایا این چه زندگی ای ایست؟؟؟؟ نه خوابی رویایی... که بخواهد برگی دیگر از وحشت زاده ی ذهنم را ورق زند!!! نه پنجره ای... که بخواهد به اندازه ی دو تا چشم زشت باشد... دیگر هیچ چیز نیست... تو دیگر نیستی... و هر چه هست... همین است... دوری... دلتنگی... کنار آمدن با تنهایی... تنهایی... تنهایی... تنهایی... انگار تنهایی تنها رفیق من است که هیچ گاه مرا تنها نمیگذارد... انگار دیگر قاتل هوا نیستم... قاتل هیزم نیستم... قاتل تنهایی ام؟؟؟ نه نیستم! کمکم کن! در قتل تنهایی شریک من باش! پس... آرام راه برو... آهسته حرف بزن... با شرم بنگر... و سخت عاشق شو...
لذت تنهایی را من چشیده ام... **** تو چی؟؟ دوست داری آروم راه بری؟ دوست داری آهسته حرف بزنی؟ دوست داری با شرم بنگری و دوست داری....؟؟؟؟؟ برای کنار آمدن با تنهایی... باید تنها باشم؟؟؟ نظره تو چیه؟ با نظرای قشنگت میتونی یه تکیه گاه واسه حرفای دلم باشی!...منتظره نظرای قشنگت هستم... ببینم تو واسه تولدم چی کادو داری برام... ۱۰ مرداد که یادت هست؟؟؟ دلتنگ همیشگی....<<< امانگل>>> **** |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 8:34 توسط امان گل |
|
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشواراست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 12:36 توسط امان گل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حرف دل...
چه به زبان شعر چه به زبان طنز و خلاصه... سعی میکنم مطالبی رو براتون بذارم که خوشتون بیاد! |
| پیوندهای روزانه |
|
جواهری در قصر یانگوم طالع بینی ازدواج و خود شناسی فال حافظ یادداشتهای یک جوان بجنورد1400 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|